سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
143
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
من سخت پشيمانم كه چرا با شمشير عمرو را نزدم ، و بعد مردم متفرّق شدند . ( 1 ) ابو موسى به شترش سوار شد و به مكه رفت ؛ ابن عبّاس گفت : خدا روى تو را سياه كند اى پسر قيس ! من تو را از مكر و فريبكارى آن تبهكار ناپاك برحذر داشتم و تو گوش ندادى . ابو موسى گفت : من تصوّر كردم كه او خير خواه امّت است و گمان نمىكردم كه او آخرت را به دنيا مىفروشد ، و بعد عمرو به دمشق برگشت و به معاويه با عنوان خليفه اسلام داد ! و آن نخستين روزى بود كه به عنوان خليفه به معاويه سلام دادند . ( 2 ) ابن عبّاس و شريح بن هانى نزد على ( ع ) برگشتند و جريان را به اطّلاع آن حضرت رساندند ، بدين جهت هر وقت نماز صبح را مىخواند در دعاى دست ، معاويه ، عمرو ، ابو الأعور سلمى ، حبيب ، عبد الرحمن بن خالد ، ضحاك بن قيس و وليد بن عقبه را دشنام مىداد و اين مطلب را به معاويه خبر دادند ، او نيز وقتى كه به دعاى دست مىرسيد ؛ على ، اشتر ، ابن عبّاس ، شريح بن هانى ، حسن ، حسين و محمد بن حنفيّه را ناسزا مىگفت « 1 » . واقدى معتقد است كه قضيهء حكميّت در سال سى و هشت هجرى بوده است ولى مشهور آن است كه در سال سى و هفت اين اتّفاق افتاده است . ( 3 ) بخارى از عبد اللّه بن عمر روايت كرده - اين روايت دليل بر حضور وى در اين ماجراست - كه بر حفصه ( خواهر عبد اللّه و همسر پيامبر ) وارد شدم در حالى كه از گيسوانش آب مىچكيد ، گفتم : جريان اين مردم همان گونه شد كه تو مىخواستى ؛ براى من چيزى از اين حكومت قرار داده نشد ( از اين نمد كلاهى براى من در نظر گرفته نشد ! ) حفصه گفت : برو
--> ( 1 ) بسيار روشن است كه ناقل اين مطلب و به عبارت ديگر ، پردازندگان اين خبر ، هدفشان توجيه يكى از بزرگترين جنايات بنى اميه و سردستهشان معاوية بن ابى سفيان است كه مورّخان اسلامى نوشتهاند : به دستور معاويه تبليغ شد ، نماز جز با دشنام به على ( ع ) درست نيست « لا صلاة الا بسبّ ابى تراب » و تا زمان عمر بن عبد العزيز خطباى بنى اميه بر روى منبرها امير المؤمنين را سب مىكردند ، به كسى كه قرآن ناطق بود و جز به حق زبان نمىگشود ، بخصوص در نماز كه جز به خدا به هيچ چيز توجه نداشت چنين نسبتى را روا مىدارند كه در قنوت نماز صبح ، از اين دشمنان خدا نام برده و به آنان دشنام مىداده است در حالى كه قرآن مجيد ( انعام ( 6 ) ، آيه 108 مىفرمايد : « به كسانى كه غير خدا را مىپرستند دشنام مدهيد كه ايشان در مقابل ، از روى جهل خدا را ناروا گويند » متأسفانه مؤلّف كتاب بدون سند ، مطلب را نقل كرده ، آن هم به صورت فعل استمرارى كه امام ( ع ) در قنوت نماز ( واجب ) صبح ! اين افراد را نام مىبرد و لعن مىكرد ! بارى محتمل است كه پس از رسيدن اين خبر جنايتآميز ، امير المؤمنين ( ع ) در آن مقطع خاص بحقّ آنها را لعن و نفرين كرده باشد - م .